برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
آسمان سرمهای تیره با لکه ابرهای خاکستری کمرنگ و خجالتی که از باران کم رمق خجل و پراکنده شده بودند، بالای سرم؛ در کنجِ شیشهیِ پنجرهی اتاق، دام زیبایش را گسترده بود و چشمان من که پرندگان خفته و غمزدهای را میمانستند، به تمنای بال گشودن در خنکای نیلیِ بی انتهایش نمناک میشدند و دلم چون قاصدکی تلخ کام، محصور شده در رطوبت مردابِ استخوانیاش، پرواز را ایمان گسیخته بود و در افقِ تاریک شب، به گمراهی ستارگان میپیوست.
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
آسمان سرمهای تیره با لکه ابرهای خاکستری کمرنگ و خجالتی که از باران کم رمق خجل و پراکنده شده بودند، بالای سرم؛ در کنجِ شیشهیِ پنجرهی اتاق، دام زیبایش را گسترده بود و چشمان من که پرندگان خفته و غمزدهای را میمانستند، به تمنای بال گشودن در خنکای نیلیِ بی انتهایش نمناک میشدند و دلم چون قاصدکی تلخ کام، محصور شده در رطوبت مردابِ استخوانیاش، پرواز را ایمان گسیخته بود و در افقِ تاریک شب، به گمراهی ستارگان میپیوست.
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
آی نازکتر از خیال که میروی از دست...
گاهی نگاه کن که چگونه است این مست...
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
این سرفه های خشک که میخشکاند آخر تمام هستی ام را
یادگار آخرین برفی است که با هم رویش دویدیم
می آیی باز هم زمستان را قدم بزنیم؟!
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینپور